حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 25

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

سياه پروازكنان آمدند و سياهى آنها با سياهى پرچم‌ها درآميخت و مروان آن را به فال بد گرفت و گفت : « مگر نمىبينيد كه سياهى به سياهى پيوست « 1 » . » پس از آن‌كه مروان كشته شد ، سفّاح ، اوّلين خليفهء عباسى به مسجد رفت و پس از حمد و ثناى خداوند ، از فضيلت محمّد ( ص ) سخن گفت و رشتهء ولايت و وراثت را تا خويشتن كشانيد و مردم را وعدهء نكو داد و چون سر مروان را مقابلش گذاشتند ، سجده‌اى طولانى كرد و سپس گفت : « سپاس خدا را كه انتقام مرا پيش تو و قومت باقى نگذاشت . سپاس خدا را كه مرا بر تو فيروز كرد و به تو غلبه داد . » آن‌گاه گفت : « ديگر اهميت نمىدهم كه چه‌وقت مرگم فرارسد كه به انتقام حسين ( ع ) و برادرانش دويست كس از بنىاميه كشته‌ام و باقيماندهء جثّهء هشام را به تلافى پسر عمويم زيد ، سوزانيده‌ام و مروان را به عوض برادرم ابراهيم كشته‌ام « 2 » . » دومين خليفهء عبّاسى ، ابو جعفر منصور ( 136 - 158 ه . ق . ) بود كه پس از رسيدن به خلافت ، شهر بغداد را بنا نهاد و از آن پس ، بغداد مركز خلافت عبّاسيان شد . منصور ، آل على را سركوب كرد و ابو مسلم را به قتل رسانيد . دولت عباسيان در خلافت هارون الرشيد ( 170 - 193 ه . ق . ) به اوج عظمت و شكوفايى خود رسيد . هارون حامى علم و ادب بود ، امّا خودرأيى و استبداد وى سبب برافتادن خاندان برامكه شد . پس از هارون ، اختلاف بين پسرانش ، امين و مأمون بر سر خلافت منجر به جنگ داخلى گرديد . مركز قدرت امين بغداد و عراق بود و مأمون به ايرانيان اتّكا داشت . به‌همين جهت طاهر ذو اليمينين به او براى به قدرت رسيدن يارى رساند و سپس ، خراسان را عملا مستقل و سلسلهء طاهريان ( 206 ه . ق . ) را تأسيس كرد . مأمون ، مؤسّسهء علمى معروف به « بيت الحكمه » را در بغداد تأسيس كرد كه تأثير بسيارى در بسط و گسترش علوم و معارف دورهء اسلامى داشت . قيام‌هايى كه در اواخر قرن سوم ه . ق . و اوايل قرن چهارم ه . ق . روى داد ، وضع خلافت را بحرانى ساخت . يكى از مهمترين آنان ، ظهور نهضت افراطى شديد قرامطه در بحرين ، شام ، بين النّهرين و عربستان جنوبى بود كه نقش مهمّى در تضعيف روحيهء خلفاى عبّاسى داشت . گرچه ، خلفاى عبّاسى نيز در حكومت همان راه آخرين خلفاى اموى را پيش

--> ( 1 ) . همان مأخذ ، ص 254 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 261 .